18. ممنونم ازت.
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 17:40
18. ممنونم ازت. Counting Stars را که گوش میدادم فکر میکردم چه آهنگ قشنگی. نو مور کانینگ دالرز، ویل بی کانینگ ستارز. همهی تشبیهها و عبارتهایش، وقتی موزیکویدئویش را دیدم فکر کردم صدای رایان تدر به یکجور سحر میماند. لیریک را نمیدانم که نوشته امّا ملودی، آواز، حتا رقصشان اعجابآور بود برایم. قشنگ و خوب، ...
19.
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 17:40
اشتیاق یعنی چی؟ چه میشه که اشتیاقمون رو از دست میدیم؟ اجبار چندینساله؟ بیثباتی شخصیتی؟ چی واقعا؟ خستهم. میخوام ادامه بدم امّا نمیدونم که چی رو. خسته ام. [موزیک پسزمینه: عاشقی ِ آقا همایون] پینوشت. هر وقت فهمیدم چرا وقتی رو یکی کراش دارم بعدش میبینم ازدواج کرده، میام اینجا میگم. اه. + نوشته شده در یک...
20.
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 17:40
اینکه نمیفهمی یا نمیخوای بفهمی که چهقد واسه اون امتحان لعنتی استرس داشتم، هیچی. میذارم پای بقیهی نفهمیهات. ولی اینکه سر یکبار، فقط یکبار حواسم نبودن و آویزون شدن سیم لپتاپ از میز -اونم درست همونشب که حواسم فقط به این بود که نتیجه امتحانه چی میشه- بیای با من دعوا راه بندازی و هرچی من بخوام تمومش کنم ...
21
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 17:40
من کلا همیشه در حال جمعکردن ام خاطرههای قدیمی رو همهش به یادم میارم تا یهوقت فراموش نشن ولی میشن؛ تو وسایلهای خاکخوردهی سالها پیش دنبال عکسای قدیمی میگردم که توشون خندیدهباشم ولی پیدا نمیکنم؛ دنبال یه راهی میگردم وقتمو جمع کنم که هدر نره ولی میره؛ درسامو در طول ترم جمع میکنم که آخر ترم نمونم ولی میم...
22
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 17:40
با تمام نفرت درونیم زل زدم بهش. جلوش وایسادم. سرم رو ننداختم پایین. گریه نکردم... آره گریه نکردم. یه قطره اشک هم جلوش نریختم. من قوی ام. خیلی قوی. چرا تو تنهایی اشک بریزم و دردامو بریزم بیرون؟ باید جلوی خودم از همیشه قویتر باشم. چهقد خوب شد که اون کار رو کرد. هرروز بیشتر به ضعفش پی میبرم... ضعف، ضعف...
23
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 17:40
کاش یه آدمی موجود زندهای چیزی اینجا میومد کنارم مینشست بغلش میکردم انقد فشارش میدادم که بترکه خون بپاشه به اطراف تا بلکه من یهذره از این رخوت دربیام. + نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۶ساعت 11 توسط ل. |
5. حیوان ناطقی که غیرمنطقی فکرمیکنه.
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 11:23
- من بچهگربه میخوام + خب بخواه. - نه؛ میخوام داشته باشم. + خب داشته باش. - منظورم اینه که همین الان میخوام داشته باشم :-w + باشه؛ هروقت رفتی مستقل شدی داشته باش. - یعنی رسمن داری از الان بیرونم میکنی دیگه؟ به خاطر یه بچهگربه؟ :"( + نه دیگه؛ میگم هروقت مستقل شدی هرچندتا حیوون که میخوای داشته ب
1.
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 14:53
خواب دیدم یه بچه به دنیا آوردم. یه بچهی سفید بور کوچولو؛ وقتی به دنیا اومد میخندید. انگار یکی داشت برام تعریف میکرد، من هیچی یادم نمیاومد. همه میاومدن و میرفتن. نمیدونستم تو کدوم خونه م، اتاق شلوغ، سشوار به موهای خیس، پیچیدن تو ملافهها گذشتن از راهروها. میدونستم که یه بچه دارم. نمیدونستم که کجا بود.
2. Him
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 14:53
برخی از حقوق متنهای نوشتهشده در این وبلاگ برای نویسنده محفوظند.قالب این وبلاگ نیز توسط سایکو تهیه شده و حقوق مربوط به آن هم محفوظ است.
3.
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 14:53
اسپری فیکساتیو رو برمیدارم؛ روش نوشته "دقّت داشته باشید که گاز حاصل از اسپری را استنشاق نکنید" ولی من دوست دارم خُب. میزنمش رو پیکسل. صداش رو دوست دارم. بو ش رو هم. شبیه بوی رنگ ه یه جورایی، قاطی شده با نفت، یه آلیاژی هم انگار قاطیش ه که نمیدونم چی ه. اوّل که درش رو باز کردم از بو ش ذوق کردم؛ در
4. اینم نداریم.
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 14:53
حتمن یه چیزی شده که من آرزوهای گندهگندهی نجات دنیا و کشف فرمول و بلاهبلاهمُ دیگه ارج نمینهم و نهایتن با یه بچهگربه و یه ساز میشینم سر جام. :"<</p> [You are something I need طور]