خرید بک لینک

کاش یه آدمی موجود زندهای چیزی اینجا میومد کنارم مینشست بغلش میکردم انقد فشارش میدادم که بترکه خون بپاشه به اطراف تا بلکه من یهذره از این رخوت دربیام.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۶ساعت 11 توسط ل. |

برچسب: نویسنده: آیلین کاشانی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 17:40

صفحه بندی